یکی از سختترین و احتمالا سخیفترین رفتارها شاید این باشدکه آدم هموطنش را توبیخ کند،تحقیر کند..بپرسد آخر چرا؟!با کدام عقل؟!میخواهم سخیف باشم!!هموطن!چرا؟!با کدام عقل؟!با چه بینشی؟به امید رسیدن به چه؟!هموطن کجای عزتنفست درد میکندکه خودت را به درد و دیوار میکوبیبرای دیدن دیگری از فاصلهای نزدیکتر؟!هموطن چقدر دوری از موفقیت،چقدر پرتی از پیروزی،چقدر دوری از افتخار،که تو را رسانده به کسب افتخار، "من رونالدو رو دیدم!به خدا! خودِ خودم خودِ خودشو دیدم!"دیدی که چه؟!چه بشود؟!هموطن!چقدر یک ایران را،یک ایرانی را حاشیهای،حقیر،زیردستو نخودی دنیا دیدی که برود بزند به کوه و بیابان،برود در بشکند،برود توی مسیر اتوبوس که..هموطن!گناهت به جا...گناهت به گردن خودت که به تعدادی که رفتید رونالدو را ببینید،تعدادی چندین برابری نرفتندو حرصش را خوردنداما میخواهم یک چیز را بگویم تا بدانی من روبروی تو نیستمو اتفاقا با تو درد مشترک دارم...تو نتیجهی مکانیزم تحقیر عمومیای هستیکه سالهاست در این مملکت عزتنفسو حقوق اولیهی افراد را نشانه گرفته؛تو نتیجهی همان تحقیری هستیکه نمایندهی مملکتت را وا داشتبا موگرینی سلفی بگیرد "دو تایی! حالا دستهجمعی، حالا از این زاویه!"تو نتیجهی همان پروژهای هستیکه آگاهانه و عامدانه هر کدام از ما را یا منزوی کرد،یا کوچیده و خانهبهخانه کرد...و از هر دریچهای که نگاه کنی من،منِ ایرانی این را حق "ایرااان" نمیدانم..این درد دارد!!!gharibe64sms.blogfa.com
برچسب:
نویسنده: بهنام رضاپور
تاريخ: دوشنبه
3 مهر
1402 ساعت: 20:05